نوشت‌. هم‌چنان‌كه در زير خواهد آمد، او علي‌رغم تمايلات مدرسي‌اش بي‌شك اصيل‌ترين‌ متفكران عصر بود. سيمپليكيوس هم از شارحان دانشمند و هوشيار آثار ارسطو بود. پريسكيانوس لودي و آسكلپيوس ترالسي شخصيت‌هاي فروتري بودند. جالب توجه است كه‌ پس از تعطيل آكادمي‌، هفت فيلسوف ازجمله داماسكيوس‌، سيمپليكيوس‌، و پريسكيانوس به‌ دربار خسرو (انوشيروان‌) پادشاه ايران پناهنده شدند. اين مهاجرت متأسفانه كوتاه‌مدت (آنان در حدود 533 به اروپا بازگشتند) يكي از مجراهايي بود كه از راه آن حكمت يوناني در آسيا نفوذ كرد.
مجراي ديگر فعاليت مترجمان سرياني بود. برجسته‌ترين اينان سرجيوس رأس‌العيني بود كه‌ تعداد زيادي از آثار فلسفي‌، علمي و طبي را از يوناني به سرياني ترجمه كرد و برخي آثار اصيل‌ نوشت كه از نمونه‌هاي يوناني الهام يافته بود. ولي بزرگ‌ترين مركز تبادل و التقاط افكار مدرسهٴ ايراني جندي‌شاپور بود، كه از آن هم‌اكنون در فقرهٴ مربوط به طب سخن خواهم گفت‌.
در همين اثنا، انديشهٴ يوناني به وسيلهٴ بويتيوس و كاسيودوروس به غرب كشانده شد، و هر دو در نمو دانش غربي اثر عميقي گذاشتند. رايج‌ترين اثر بويتيوس تسليات فلسفه بود كه به‌ بسياري از مردان نيك ياري كرد تا در ايام محنت متانت خويش را حفظ كنند. كاسيودوروس اثر قديس بنديكت را تكميل كرد و براي راهبان غربي دايرةالمعارفي در باب هفت هنر آزاد به جاي‌ گذاشت‌، كه قرن‌ها يكي از سرچشمه‌هاي معارف دنيوي ايشان شد.

4. رياضيات بيزانسي‌، لاتيني و هندي‌. در 532 يوستينيان به ساختن اياصوفيا فرمان داد و دو رياضي‌دان را به اين كار گماشت‌: آنتميوس ترالسي و ايزيدوروس ملطي‌. شخص اخير در صدر مكتب رياضي‌داناني قرار گرفت كه به هندسهٴ ارشميدسي و آپولونيوسي‌، يعني به عالي‌ترين‌ رياضيات عهد قديم علاقهٴ خاصي داشتند. آنتميوس كه در آينه‌هاي سهموي مطالعهٴ خاصي به‌ عمل آورد، با خواص اصلي سهمي آشنا بود و طرز ساختن آن را با در دست داشتن كانون و خط هادي آن مي‌دانست‌. (به كانون سهمي در مخروطات آپولونيوس حتي اشاره هم نشده بود.) اوتوكيوس شروحي بر آثار ارشميدس و آپولونيوس نوشت‌؛ احتمالاً به خاطر اوست كه متن‌ يوناني كتاب‌هاي 1 تا 4 مخروطات هنوز در دست است‌. اثر ديگر متعلق به همان مكتب موسوم‌ به كتاب پانزدهم اقليدس است‌، كه از حجم‌هاي منتظم گفت‌وگو مي‌كند.
فيلسوفان نوافلاطوني‌، كه از آنان در فقرهٴ پيشين سخن گفتيم‌، همگي رياضي‌دان بودند. تقسيم رياضيات به چهار شاخه‌، به صورت كوادريويوم‌1 در قرون وسطي‌، ظاهراً به وسيلهٴ آمونيوس ارائه شده است‌. انتساب كتاب پانزدهم اقليدس به داماسكيوس مسلم نيست ولي‌ عموميت دارد. فيلوپونوس و آسكلپيوس ترالسي شروحي بر حساب نيكوماخوس نوشتند.


1 quadrivium. = چهارراه‌